Home--- Students +18--- 88031530.com--- Film Sexy--- Insurance--- Software--- CinemaNegar.com--- Shazde.com


داستانهای سکسی

کس دادن مامانم به ناظم مدرسه
روز بعد از اون روزی که خونه مهیار موندم و مدرسه نرفتم وقتی پام و گذاشتم تو مدرسه دیدم که ناظممون که خیلی آدم گهی بود تا من و دید اومد و گفت:
-تو دیروز کجا بودی؟
منم که به تته پته افتاده بودم گفتم:
-مریض بودیم آقا
اونم گفت:
-فردا به پدرت میگی که بیاد مدرسه
گفتم:
-آقا من با مادرم زندگی میکنم
با بی حوصلگی گفت:
-نمیدونم.یکی باید بیاد غیبتت و موجه کنه خلاصه
بعدش هم مهیار و دیدم و جریان و براش تعریف کردم و گفت که یارو رو میشناسه و اینکه اون مرده یکی از همکارای باباشه که هر چند وقت یه ابر مامانش و میکنه
شب که مامان اومد خونه جریان رو گفتم و اونم قبول کرد که بیاد مدرسه.اینجوری بهش گفتم که برای فرداش هم عذری بیاره که من دیگه نرم و خونه خالی رو ردیف کنم واسه مهسا که اون موقع دوست دخترم بود و با این که دو سه سال ازم بزرگ تر بود خوب کس میداد
خلاصه روز بعد رو مدرسه نرفتم و خونه موندم ولی مهسا هم نیومدو خیلی دمغ شدم.بابای کس کشش خونه بود و نمیتونست از خونه بیاد بیرون
مامان هم که رفته بود مدرسه و من موندم و دودولم!
خلاصه!نزدیکیای ظهر بود که مامان برگشت.گفتم:
-چی شد؟
گفت:
-هیچی.این ناظمتون انقدرا هم که فکر می کردم بد نبود
گفتم:
-چطور؟حلش کردی؟
گفت:
-آره بابا.هه!تو هر چقدر دلت میخاد حالا مدرسه نرو!
گفتم:
-چطور؟چی شد مگه؟
مامان هم انگشتشو کرد تو دهنشو ادای ساک زدن برام در آورد!باورم نمیشد که مامان تونسته باشه ناظم اخموی حزب اللهی مدرسه ما رو هم اغوا کرده باشه.بهش گفتم:
-تعریف کن.یالا!همه شو بگو!
مامان نشست و گفت:
رفتم تو دفتر و سراغ این مرتیکه ناظمتون رو گرفتم.وقتی اومد تازه زنگتون خورده بود و همه سر کلاس بودند.من و ناظم تون هم تنها شده بودیم و من داشتم میگفتم که تو مریض بودی و نیمودی مدرسه. خیلی بی پدر آدم لجبازی بود.ولی باالخره نرمش کردم.بعدشم لای روسریم و باز کردم و حالت گرما زدگی گرفتم به خودم و شروع کردم خودم و باد زدن که مثلاً گرمه.اینجوری تا رو پستونام معلوم شده بود و قیافه حشر زدهء این بدبخت هم معلوم بود که اون چیزی رو که نباید میدیده دیده! منم همینو میخاستم
بعدشم بلند شدم رفتم کنارش نشستم و شروع کردم صحبت کردن و چس ناله کردن که آره این پسر من پدر بالا سش نیست و منم که تنهام واینا رو که گفتم دیدم یه جورایی منظورم و فهمید.اما جرئت نمیکرد کاری بکنه.منم دستم و گذاشتم رو پاش و گفتم:
-شما این یه بارم ببخشیدش من قول میدم که از خجالتتون در بیام
یارو یه کم جا خورد و چشاش گرد شد
منم همون موقع دستمو بردم طرف کیرش و شروع کردم آروم نوازش کردن.اینجا بود که فهمیدم که طرف نرم نرم شده چون گفت:
آقا پسرتون هر چقدر میخاد نیاد مدرسه ولی به جاش شما بیاین!
منم سرم و تکون دادم.خودمم حشری شده بودم و یه جورایی میخاستم ببینم کیر این ناظم مدرسه چطوریه.بهش گفتم:
-اینجاجای امنی نیست که یه چند دقیقه خصوصی صحبت کنیم؟
اونم عین برق از جاش پرید و گفت:
-چرا!چرا.وی یه کمی زشته!آخه!میدونین؟باید بریم تو دستشویی دبیرا
پا شدم و گفتم:
-ایرادی نداره.من کیرت و میخام.جاش برام مهم نیست
کلمه کیر و که گفتم عین دیوونه ها شده بود و سریع رفت سمت در توالت که وقتی رفتم تو دیدم همچینم جای بد و زشتی نیست.همه شون توالت ایرانی بودند و فقط یکیشون توالا فرنگی داشت.رفتیم اون تو.تا رفتیم تو امونش ندادم و شلوارشو کشیدم پایین و کیرش و گرفتم تو دستم.پر از مو بود ولی خوشگل هم بود. یه کمی باهاش ور رفتم و گذاشتمش تو دهنم.آهی کشید از سر خوشی.معلوم بود تا حالا کسی براش ساک نزده.منم شروع کردم به ساک زدن و همزمان با تخماش هم بازی می کردم.اونم به موهام دست می کشید.بعدش بلند شدم و مانتومو خاستم در بیارم که جلوم و گرفت و من و چسبوند به دیوار و شروع کرد از گردن تا پستونام و خوردن.وای!عجب حالی میداد.بهش نمیومد انقدر اهل حال باشه.همینجور که میخورد دگمه های مینتوم رو هم بازکرد و دستشو کرد تو شلوارم.زیپ شلوار نزدیک بود پاره بشه.خلاصه کمکش کردم و دکمه رو باز کردم و زیپ و دادم پایین.دستش و از رو شرت گذاشت رو کسم.داشتم میمردم.شروع کرد از روی شرت با کسم ور رفتن و من همینجور داشتم حال می کردم.بعدش شلوار و شرت و داد پایین و دستش و لای پام رو باز کرد.کیرش و آورد جلو و گذاشت دم کسم و شروع کرد بازی کردن.میخاستم جی بزنم ولی نمیتونستم.گفتم:
-بکن توش!بکن تو کسم!مردم!
گفت:
-الان.میخام بکنمت!

Skip to main content
اینو گفت و آروم آروم واسه اسن که جیغ من در نیاد کیرش و کرد تو کسم و من انگار تو بهشت بودم.فشارش که می مداد تا ته می رفت و وقتی که می دادش عقب انگار داشت از کسم می زد بیرون.تا ته میاورد بیرون و تا ته می کرد تو.منم ایستاده بودم و بغلش کرده بودم.انقدر کرد من و که داشتم جر میخوردم.بعدش هم گفت:
-دارم میام.دارم میام
منم سریع چهار زانو نشستم جلوش وکیرش و گرفتم تو دستم و شروع کردم براش جلق زدن و همینجوری که براش جلق میزدم زبونمم میزدم به سر کیرش.تا این که آبش اومد و ریخت رو صورتم.ولی واسه اینکه لباسم آب کیری نشه کیرشو گذاشتم تو دهنم و تا ته آبش و خوردم.وای که چقدر از آب کیر خوردن خوشم میاد!
من با شنیدن این حرفای مامان حسابی راست کرده بودم و گفتم:
-ببینم بعدش کسی ندیدتون؟
-نه.فقط از در دستشویی که خاستم بیام بیرون مهیار و دیدم که با این دربون مدرسه تون داشت حرف میزد.همین
گفتم:
-مهیار که از خودمونه.ولی دربونه نکنه دیده باشه و فهمیده باشه جریان رو؟
گفت:
-نه.اونم یه جوری درستش می کنمیم
فهمیدم منظورش چیه.خنده ام گرفته بود وقتی مش غلام و با مامان در حال سکس تصور کردم.گفتم:
-بابا این پیرمرد نا نداره راه بره!
مامانم گفت:
-اتفاقا نه.اشتباه می کنی.دیدم که حسابی تا من و دیده بود آب از لب و لوچه اش آویزون شده بود و دستش و بردهبود طرف کیرش
مردم از خنده.گفتم:
-وقتی که میخاد بکندت من و هم خبر کن که میخام ببینم
گفت:
-باشه.حالا اموز که مدرسه نرفتی من ابز باید فردا پس فردا برم سراغ ناظمتون.تو اون دستشوییه هم که یه پنجره داره که من نمی دونم به کجاست.سعی کن جاش و پیدا کنی وبیای ببینی!
گفتم:
-آره.کس دادن تو رو نباید از دست داد.کس تو به آدم زندگی میده

 



 

 
 

خانه داستان های سکسی فارسی

استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر نام منبع مجاز است. CopyRight © cdjon.com