خيلي دردش گرفت و داشت خواهش ميکرد سامان جون بسه درش بيار اه درش بيار و زد زير گريه منم دلم سوخت و در اوردم گفتم بزار تو دهنت اونم مجبور گذاشت تو دهنش
نزديک بود با دندونش کيرم و له کنه کس خل بار اوش بود خوب تو دهنش نگه داشتم بعد شروع کرد ليس زدن دوباره در اوردم و کردم تو کونش چند تا تلمبه زدم ديدم داره ابم مياد در اوردم گذاشتم رو سينه هاش مالوندم صورت مظلوم و اشک الودش داشت حشري ترم ميکد انقدر کيرمو دوباره کردم تو دهنش و انقدر جلو عقب شدم و سر اونو جلو عقب کردم که هر دو به نفس نفس افتاديم
ديگه داشت ابم ميومد کيرو کشيدم بيرون و ابم اونقدر فشار داشت که همه اندامشو اب کيري کردم
سينه ها و ناف و صورت و تو موها و بازو هاش
بعد بهش گفتم خوش گذشت
زد زیر گريه هيچي نگفت
لباسو پوشيد منم پوشيدم با هم رفتيم بيرون اگه خدا بخاد ملت هنوز کپه مرگ گذاشته بودن
رفتيم بيرون اون رفت خونه خودشون منم رفتم شرکت
يکي از دوستام تو شرکت تا منو ديد گفت بو اب کير ميدي منم جريانو تعريف کردم و رفتم بالا
فرداش با دختراي رييس شرکت اشنا شدم
اونا که ديگه وااااااااااي هم جنده هم پولدار
از قيافشون ميخورد مثل اين ندا بار اوشون هم نباشه که ...ادامه رو بعد اگه وقت کردم ميگم
فرستنده: سامان
