بعد چند روز همه رفتن مهمونی و من به بهانه مریضی موندم خونه ولی اطلاعی نداشتم که شکیبا هم مونده خونه. خواب بودم که یک دست نازک و داغ را روی کیرم احساس کردم برگشتم که شکیبا...!!!!! تو نرفتی با اونا؟؟؟
نه من موندم خونه واسه تو! منی که کیرم داشت از سرعت شهوت به نافم اثابت میکرد بدون هیچ حرفی دیگری شروع کردم به لب گرفتن ای خیلی قشنگ لب میگرفت مثل کسی که از بیابون اومده و اب را دیده باشه
بعد لب اومدم پایین و گردنش را میخوردم که منو طرف کـــــــــــــــس مهربان خود دعوت کرد. شروع کردم به لیس زدن چوچولوش که اه و نالش داشت اطاق را میپیچاند. و من بیشتر و بیشتر دیونه میشدم خیلی واسش میک زدم و از من تقاضا کرد تا کیرم را بدم تو دهنش و من هم که عاشق همین کار بودم کیرم را به دسترسش قرار دادم تا از من بیشترین لذت را ببرد
خیلی قشنگ ساک میزد عین حرفهً ها بعد از ساک زدن خودم اومدم پایین تخت و او دور زد کمی اب دهنم را زدم به سوراخ کونش و گذاشتم کیرمو و شروع کردم به اهسته اهسته تلمبه زدن گفت مهران جون دردم گرفته و صداش اطاق را پیچیده بود اصلاً توجه نکردم و به کار خود ادامه میدادم تا موقع که او ارضا شد و من هم داشتم ارضا میشدم که برش گردوندم و همهش را تو دهنش ریختم و تمومیش را خورد و کنار هم چند لحظه خوابیدیم و از من تشکری کرد و خواست همیشه باهاش سکس کنم و من هم قبول کردم به شرط اینکه بعد از عروسیش با من سکس را ادامه بده و او چنان کرد. دفعه بعد سکس بعد از عروسی را خواهم نوشت.
مهران از افغانستان
