Home--- Students +18--- 88031530.com--- Film Sexy--- Insurance--- Software--- CinemaNegar.com--- Shazde.com Visit Iranian Movies Online!


داستانهای سکسی

ماجراي من و نگين
آدم بعضي وقتا وارد ماجراهايي ميشه كه تو حالت عادي حتي به فكرش هم نمي رسه
يادمه كه روزي داشتم از دبيرستان برميگشتم كه هوس سانديس به سرم زد آخه تو كلاس و ساعت آخر كه درس مزخرف و ... ديني داشتيم يه استفراغ جانانه كردم جريانش هم اين طور بود كه معلم ما كه داشت مزخرفات تحويلمون مي داد كه من گفتم آقا ما حالمون بده بريم بيرون و اون نگذاشت!من هم انگشتمو كردم تو حلقم و علوم اسلامي رو كاملا ريختم كف كلاس و اينطوري مجبور شد بزاره برم. من هم اومدم بیرون و گفتم سر راه يه چيزي بزنم كه حالم خوب شه. رفتم تو مغازه و خواستم آب ميوه بگيرم كه ديدم يه دختره داره با چشماي اشكي تو كيفشو ميگرده و هي ميگه: به خدا همينجا بود. مطمئنم كه با خودم پول آوردم و از اين حرفا. منم دوزاريم افتاد و راستش دلم براش سوخت و با وجود اسرار فروشنده كه مي گفت اشكال نداره فردا بيار و خود دختره حسابش كردم و گفتم اشكال نداره بي خيالش شو. خلاصه حساب كردم و اومدم بیرون و تو راه كلي براي ريدن به هيكل معلم دينيه كيف كردم و ... ورودم به دنياي مجازي عشق از روز بعدش شروع شد. وقتي داشتم از دبيرستان مي اومدم يهو همون دختره رو ديدم كه جلو تر وايساده و منتظره. جلو اومد و سلام كرد من هم سلام كردم و بعدش قرض ديروزي رو پس داد و كلي تشكر كرد. من هم كه اولين برخوردم با يه دختر بود و نمي دونستم چيكار كنم
قبلا چند تا فيلم هندي ديده بودم كه دو طرف تو يه همچين موقعيتي بودن و به تقليد ازاونا شروع كردم به دل و قلوه دادن و بقيه ماجرا. اصلا حواسم به اطرافم نبود نگو كه با هم راه افتاديم و شروع كرديم به حرف زدن درباره خودمون و بعد از مدتي خودشو معرفي كرد و گفت كه تو شناسنامه بهش ميگن نگين ولي مامانش بهش ميگه دخترم و باباييش ميگه عزيزم و داداشي كوچكه ميگه آجي!!! من هم خودمو معرفي كردم و اون دوباره تشكر كرد و رفت و قرارشد همديگه رو پنجشنبه آخر هفته بينيم. بعد از اون با هم كلي دوست شديم و روزي نبود كه همديگه رونبينيم. نگين تنها عشق من بود و اسمش تو تمام دفتر و كتابام. از تمام دوست و رفيقام و خانوادم بريده بودم و هيچ چيز حتي درسام برام كوچكترين اهميتي نداشت. فقط نگين بود ونگين. حتي پولي رو كه بهم پس داده بود گذاشته بودم لاي دفترم و كلي قلب و تير و نگين عشق من و... دور و برش زده بودم. خلاصه يك ماهي اينطوري گذشت و من هم از همه جا بي خبر تو كار عشق نگين جوون بودم. تا اينكه يه روز كه با يكي از همكلاسي هام كه رفته بوديم كتاب بخريم يه لحظه از تو ماشين دوستم نگاهم بهش افتاد و ديدم كه با خيال راحت و مثل ليلي و مجنون دستاش تو دستاي يه پسر ديگه هست و همديگه رو محكم تو بغل گرفتن و دارن با هم ميگن و ميخندن. از حالتشون معلوم بود كه داداشش نيست تازه خودش گفته بود كه فقط يه داداش كوچيك داره. انگار همه دنيا رو كوبيدن تو سرم. حقيقت مثل يه پتك محكم كوبيد تو سر بي مخم كه فكر مي كردم ميشه به يه دختر اعتماد كرد و از عشق و دوست داشتن حرف زد. با دوستم راهم رو ادامه دادم و سعي كردم بي خيال موضوع شم و سعي كردم خودم رو قانع كنم كه خوب اون به هر حال مجبور نيست كه فقط با من دوست باشه و من نمي تونم كه مجبورش كنم كه فقط با من باشه. ولي براي خودم دلم مي سوخت كه چقدراحمق شده بودم و حال و هواي حضرت خر رو كاملأ‌‌‌‌ احساس مي كردم
اين موضوع موند تا اينكه باهاش رفتم سر قرارمون و تو حرفامون ازش پرسيدم كه تو دوست داري غير از من دوست ديگه اي هم داشته باشي؟ اون هم با پررويي گفت كه اصلا. من هم ديگه جوش آوردم و بهش گفتم پس اون پسره كه اون اون روزي بغلش جا گرفته بودي تو خيابون حتما باباييت بود نه؟ رنگش سفيد شد و بعد چند دقيقه تته پته كردن گفت آخه اوون فرق داره. مي دوني اون پول داره كلي هم برام هديه خريده تازه يه موبايلم داره. هر وقتم باهاش قرارميزارم با ماشينش مياد دنبالم. تازه كلي هم دوست دختر داره من كه اوليش نيستم. بهش گفتم كه يه حاجي حسن هست تو كوچمون كه كلي پولداره اگه مي خواي برو دوست دختر خودشو تمام نوه نتيجه هاش شو. اونم قهر كرد و رفت ولي تصميم گرفتم به گفته حضرت امام: كيري بهش بزنم كه تو تاريخ بنويسند. بعدش چند بار زنگ زد ولي من همش اونو دست مينداختم كه اگه بخواي امروز تو رو ببرم خونه حاجي حسن صيغه ات كنه و غيره اونم ديگه زنگ نزد. غافل از اينكه فراموشش نكردم. با دوستم درباره اين كار حرف زدم و اون از من بيشتر حرصش گرفت و من پيغام تاريخي خودمو بهش گفتم (كيري به نگين بزنم كه تو تاريخ بنويسند) اون هم با من همراه شد. من بهش گفتم كه اون به پسراي پولدار يا ماشين و موبايل و ... دار ضعف داره. اونم گفت كاريت نباشه. خلاصه من نگينو از دور بهش نشون دادم و اونم رفت جلو. حدود يكي دو هفته بعد بهم زنگ زد كه آره دختره رو تور كردم. بعد از يه هفته مخ زدن و وعده دادن و... به بهانه تماشاي ماهواره نگين قرار شد بياد خونه پيام دوستم. اونم زنگ زد و گفت كه حاضر باش بپريم رو كار كه بهترين موقع انتقامه! منم اومدم خونشون و منتظر شديم كه بياد. زنگ در زده شد و پيام گوشي رو برداشت و گفت خودشه داره مياد بالا برو قايم شو. منم تو اتاق بغلي قايم شدم و از لاي در ديد مي زدم و يه هندي كم تو دستام بود و آماده عمليات نگين كني. ديدم نگين اومد تو و سلامي با يه عالمه ناز وكرشمه تحويل پيام داد. تو اين چند هفته چقدر عوض شده بود ملوس و خوش آب ورنگ. مانتو نازك صورتي و شلوار كوتاه صورتي يه وجب روي ساقهاي سفيدش. همديگه روبوسيدن و نشستن رو مبل ولي از بخت بد پشتشون به من بود و من نتونستم از اونا فيلم بگيرم
بعدش رفتن سراغ فيلم نگاه كردن و اولش نگين گفت بنداز رو يه شبكه رقص. بعدش يه كم رقصیدن با همديگه كه من موفق شدم از اونا فيلم بگيرم بعدش پيام گفت كه مي خواي يه كم از اون فيلما هم ببينيم؟ نگين گفت چه فيلمايي و اونم گفت از اون فيلم بدا كه آدم بزرگا با هم شوخي هاي بد بد مي كنن. اونم كه انگار تو دلشو قند ريختي قبول كرد. خلاصه تا رفت سراغ اصل مطلب منو كلافه كرد ولي دست آخر ديگه رفت سراغ سر و سينه هاي نگين و اونم هي ميگفت نكن ... لبم درد مياد... سر و وضعمو به هم ريختي و... ولي معلوم بود كه هر دو حسابي هوسي شدن. بعدش هم نگينو با اسرار زياد لخت كرد. بعد از حدودا چهار پنج دقيقه خوردن سينه هاش و لب گرفتن خواست شورتشو در بياره كه نگين نذاشت ولي پيام سيريش تر از اين حرفا بود كه بگذره. شرت نگينو كه در آورد به من اشاره كرد كه آماده باشم. من هم دوربينو زمين گذاشتم و لخت شدم و كيرمو خيس كردم تا برم پشت نگين. پعدش نگينو به پشت خواباند رو مبل و من هم سريع اومدم پشتش و پيام نگينو به من سپرد من هم سريع رفتم رو كونش و خوابيدم روش كه نتونه پشتشو نگاه كنه. بعدش كيرمو آرام گذاشتم لاي كونش. اولش از ترس داشتم پشيمون ميشدم ولي ديگه بازگشتي نبود. خيلي آرام كيرمو فشار دادم تو كون قلمبه و سفيدش. با صداي لرزوني گفت آرش من ميترسم تو رو خدا بزار برم خونمون. پيام ناقلا اسمشم عوضي بهش گفته بود. از طرفي من نمي تونستم حرفي بزنم چون مي فهميد ولي كم كم حس هر دومون قوي تر شد و من همينطوري داشتم براش تلمبه مي زدم هر چند يواش بود ولي كلي حال ميكردم. تصميم گرفتم كيرمو تا آخرش بكنم تو كون نگين. فشار دادم و يهو با صداي بلندي گفت:آخ خ خ خ جرم دادي آرش تو رو خدا يواش. لبم رو از پشت گذاشتم رو گردن و گونه هاش . حس انتقام و تنفرم از نگين داشت به هوس و نياز تبديل مي شد. كم كم داشتم فكر مي كردم كه چقدر نگينو دوست دارم. حس عجيبي مثل خون تو تمام بدنم جريان داشت كه تا حالا نداشتم. به حدي قوي بود كه به هيچي فكرنمي كردم. فقط داشتم براي نگين تلمبه مي زدم و بس. اونم هي آه آه مي كرد و بعضي وقتا ميگفت آرش يواش مردم از درد به خدا
كشتيم آرش و... آبم داشت كم كم مي اومد. چقدر دلم مي خواست نگين بر ميگشت و من اونو تو بغلم مي گرفتم و رو اون لباي خوش رنگش لبم رو فشار ميدادم. ولي حيف كه نمي شد برگرده. لااقل امروز و تو اين موقعيت. يهو اون حس عجيب دوباره اومد سراغم تمام وجودم رو فرا گرفت . براي يك لحظه هيچكدام از اعضاي بدنم دست خودم نبود. تمام بدنم يهو منقبض شد و خود بخود باسنم جمع شد. كيرم تا آخر رفت تو كون نگين و آب كمرم كه داشت با شدت بيرون ميرفت رو حس مي كردم. نگين بيچاره هم راهي جز آه وناله كردن زير من نداشت. فكرمي كنم حسابي جر خورده بود. كم كم داشت حالم سر جاش مي اومد ولي تازه بعد از اون حتي نمي تونستم كه از جام بلند شم.
روی لینک سایت های سکسی انگلیسی زیر کلیک کنید

Skip to main content
تمام انرژيم خالي شده بود. چشمام رو بسته بودم و دستاي نگينو تو دستام سفت گرفته بودم ولي دست آخر از روش بلند شدم. از درد كمر داشتم ميمردم. كلي آب كمر ريخته بود دور سوراخ نگين. سوراخش كاملا باز شده بود. نگين با لبخندي كه هيچوقت يادم نمي ره برگشت و فكر ميكنم خواست از اون كسي كه باهاش سكس كرده (به خيال خودش پيام) تشكر كنه و اونو ببوسه. وقتي چشماش به من افتاد انگار يه پارچ آب يخ روش ريختي. از تعجب و هراس داشت ميمرد. من هم كه كلي براي اين لحظه نقشه كشيده بودم تمام نقشه هاو حرفها از ذهنم پريده بود و فقط چهره اونو نگاه مي كردم. با صداي لرزان و بلند داد زد: آرش كه پيام با دوربين از اتاق در اومد و گفت آفرين نگين جون يه فيلم حسابي شد
بيچاره نگين زد زير گريه و رفت طرف لباساش كه پيام دوربينو دست من داد و رفت نگينو بغل كرد و اونو رو مبل خوابوند. نگين مي خواست بلند شه و بره اما پيام بهش گفت كه اگه تكون بخوره اونم مجبوره با فيلمه يه كارايي بكنه. نگين هم آروم گرفت و پيام خوابيد روش. حسابي از نگين لب گرفت و سينه هاشو خورد. بعدش بلند شد از روش و ايستاد جلوش و كيرشو در آورد و از نگين با اسرار و تهديد خواست كه براش ساك بزنه. اونم يه نگاهي به من كرد و پيام بهش گفت نترس ديگه نمي گيره. نگين هم اون دستاي ناز و سفيدشو دور كير پيام گرفت و اول كمي از كير پيامو برد توي دهنش ولي پيام دستاشو حلقه كرد دور سرنگين و به زور تا آخر كيرشو كرد تو دهن نگين و كلي حال مي كرد. نگين بيچاره هم كه دهنش پر بود اه و ناله هاشو از دماغش ميداد بيرون. دست آخرهم به زور كير پيامو از دهنش بيرون آورد. بعدش پيام رفت سراغ پاهاي نگين و شروع كرد به خوردن پاهاش
از انگشاي پاش تا ساق و بعدش كوس نگينو كلي خورد. نگين هم به آخر حال رسيده و مدام آخ آخ آخ مي كرد. بعدش اونو خوابوند رو دسته مبل طوري كه كونش كاملا بالا بود و سوراخ كونش معلوم بود. پيام يه كم تف به كيرش ماليد و كردش تو كون نگين. نگين كاملا در اختيار پيام بود. يه كم براش تلمبه زد و سريع بهش گفت كه زانو بزنه و تند تند كيرشو با دستاش ميماليد و يهو آبش ريخت تو صورت و سينه نگين
با اينكه نگين خودشو عقب كشيد ولي كلي آب كمر پيام رو سينه نگين ريخت. بعدش نگين آبها رو پاك كرد و سريع رفت. من كه حسابي حالم گرفت از اينكه اون دختر و كلي تحقير كرديم ولي اون از رو نرفت و خودش سكسو با منو پيام ادامه داد هيچي كه دختراي همكلاسي و هم محلشونو برامون ميآورد!!! كه ما با هاشون سكس كنيم. اين مسئله تا رفتن اونا از تهران ادامه داشت

:لینک فیلمهای خنده دار سکسی:ویدیوهای کوتاه سکسی ببینید
ویدیو سکسی و خنده دار 1 - ویدیو سکسی و خنده دار 2 - ویدیو سکسی و خنده دار 3 - ویدیو سکسی و خنده دار 4 - ویدیو سکسی و خنده دار 5 - ویدیو سکسی و خنده دار 6 - ویدیو سکسی و خنده دار 7 - ویدیو سکسی و خنده دار 8 - ویدیو سکسی و خنده دار 9 - ویدیو سکسی و خنده دار 10 - ویدیو سکسی و خنده دار 11 - ویدیو سکسی و خنده دار 12 - ویدیو سکسی و خنده دار 13 - ویدیو سکسی و خنده دار 14 - ویدیو سکسی و خنده دار 15 - ویدیو سکسی و خنده دار 16 - ویدیو سکسی و خنده 17 - ویدیو سکسی و خنده دار 18 - ویدیو سکسی و خنده دار 19 - ویدیو سکسی و خنده دار 20 - ویدیو سکسی و خنده دار 21 - ویدیو سکسی و خنده دار 22 - ویدیو سکسی و خنده دار 23 - ویدیو سکسی و خنده دار 24 - ویدیو سکسی و خنده دار 25 - ویدیو سکسی و خنده دار 26 - ویدیو سکسی و خنده دار 27 - ویدیو سکسی و خنده دار 28 - ویدیو سکسی و خنده دار 29 - ویدیو سکسی و خنده دار 30 - ویدیو سکسی و خنده دار 31 - ویدیو سکسی و خنده دار 32 - ویدیو سکسی و خنده دار 33 - ویدیو سکسی و خنده دار 34 - ویدیو سکسی و خنده دار 35 - ویدیو سکسی و خنده دار 36 - ویدیو سکسی و خنده دار 37 - ویدیو سکسی و خنده دار 38 - ویدیو سکسی و خنده دار 39 - ویدیو سکسی و خنده دار 40 - ویدیو سکسی و خنده دار 41 - ویدیو سکسی و خنده دار 42 - ویدیو سکسی و خنده دار 43 - ویدیو سکسی و خنده دار 44 - ویدیو سکسی و خنده دار 45 - ویدیو سکسی و خنده دار 46 - ویدیو سکسی و خنده دار 47 - ویدیو سکسی و خنده دار 48 - ویدیو سکسی و خنده دار 49 - ویدیو سکسی و خنده دار 50 - ویدیو سکسی و خنده دار 51 - ویدیو سکسی و خنده دار 52 - ویدیو سکسی و خنده دار 53 - ویدیو سکسی و خنده دار 54 - ویدیو سکسی و خنده دار 55 - ویدیو سکسی و خنده دار 56 - ویدیو سکسی و خنده دار 57 - ویدیو سکسی و خنده دار 58 - ویدیو سکسی و خنده دار 59 - ویدیو سکسی و خنده دار 60 - ویدیو سکسی و خنده دار 61 - ویدیو سکسی و خنده دار 62 - ویدیو سکسی و خنده دار 63 - ویدیو سکسی و خنده دار 64 - ویدیو سکسی و خنده دار 65 - ویدیو سکسی و خنده دار 66 - ویدیو سکسی و خنده دار 67 - ویدیو سکسی و خنده دار 68 - ویدیو سکسی و خنده دار بیشتر



 

 
 


خانه داستان های سکسی فارسی

استفاده از مطالب این سایت تنها با ذکر نام منبع مجاز است. CopyRight © cdjon.com