سکس با مامان
سلام من حمید 22 ساله هستم
خاطرهای را که مخوام بگم از 2 سال پیش شروع میشه
وقتی 20 ساله بودم پدرم که 68 سال داشت مرد از اون زمان من با مامانم با هم ندگی میکردیم در یک خانه کوچک 1 اتاقه
مامانم تازه از دست کتکهای بابام راحت شده بود مادر من 31 ساله بود و در سن 9 سالگی ازدواج کرده بود
اختلاف سنی من با مامانم 11 ساله به همین دلیل من با مامانم خیلی راحت هستیم بیشتر مثل 2 تا دوست هستیم
6 ماه از مرگ بابام گذشت
یه شب زمستون از خواب بیدار شدم که برم آب بخورم که نگاهم به مامانم افتاد که پتو از روش پس رفته و من تمام هیکل ناز مامانم را دیدم
به سرم زد که برم بغلش کنم ولی حیف که نمیشد
از اون شب همش تو فکر مامانم بودم وقتی مرفت حمام از بالای پنجره نگاهش میکردم سینه های بلورین هیکل ناز کون خوش فرم و...
یه شب یه فکری به سرم زد و قاطی قرصهاش 3تا قرص خواب قوی که از دوستم توکه داروخانه کار میکردخریده بودم دادم وقتی خورد نبم ساعت بعد خوابید وقتی صداش کردم هیچ صدایی نشنیدم انگار مرده بود ولی نفس میکشید من هم دست به کار شدم و رفتم بغلش خوابیدم تا می تونستم مالوندمش و لیسش میزدم انگار دنیا را به من داده بودند وقتی دیدم کاملا بیهوش ه شورتش را تا زانو زدم پایین کم کم تو کونش کردم وقتی آبم اومد تمام اون را روی کونش ریختم
بعد از چند دقیقه با دستمال کونش را پاک کردم شورتش را بالا کشیدم
صبح از ترس نمیتونستم از خواب بیدار شم وقتی پا شدم رفتارش مثل همیشه بود من هم از این پیروزی خوشحال.
روی لینک سایت های سکسی انگلیسی زیر کلیک کنید
چند وقتی کارم همینن بود ولی دیگه میخواستم علنی کنم
به یکی از دوستام گفتم میخوام دوست دخترم را بکنم ولی نمیدونم چه جوری حشریش کنم اونم از من40000 تومن گرفت و یک قطره برای اجید شهوت به من داد
وقتی اومدم خونه اون را برداشتم روش نوشته بود برای زنها20 و برای دخترها 15 قطره ولی من حدود 35 قطره تو یک لیوان شربت ریختم و آماده اومدن مامانم از سر کار شدم.وقتی اومد لباسهاش را در آورد و یه لباس بندری پوشید چون هوا گرم بود لباس تا زیر باسنش بود و من نگاهم به رونهای مامان سلام کردم و مثل همیشه من بوسید من هم شربت را دادم مامانم خورد کلی تشکر کرد وگفت تو این هوا میچسبه
چند دقیقه بعد گفت سرم گیج میده و بدنم کوفته شده من هم از فرصت استفاده کردم و گفتم بزار مشت ومالت بدم و بعد رفتم رو کونش نشستم و کمرش را مالیدم
کم کم لباسش را بالا زدم دست به پهلوهاش کشیدم اون هم هیچ عکس العملی نشون نداد من هم جرات پیدا کردم دستم را بردم تو شرتش و کونش را دست میکشیدم
وقتی برشگردوندم دیدم کاملا حشری شده من هم سریع لباس را از تنش بیرون آوردم و افتادم روش اونم من را بغل کرد و میبوسید من هم سریع لخت شدم و شروع کردم کس نازش را لیس زدن اون هم از شدت حال از خود بیخود شده بود و داد میزد بعد بلند شدم و کیرم و گرفتم جلوی دهنش یه نگاه به من کرد که من خجالت کشیدم ولی بعد کیرم را گذاشت دهنش و مثل حرفه ای ها ساک میزد من حس کردم ابم میخواد بیاد سریع کشیدم بیرون و رفتم به اسپری زدم و برگشتم
مامانم روی زمین افتاده بود و با خودش ور میرفت و از شدت حشر بودن اه و اوه میکرد من هم سریع رفتم سراغش و کیرم که از شدت بزرگی داشت میترکید را فشار دادم تو کسش اون هم جیغ بلندی کشید من هم شروع کردم به تلمبه زدن و با سینه هاش بازی میکردم بعد ازش جواستم به پشت بخوابه تا تو کونش بکنم اما اون گفت هیچ وقت از پشت به بابام نداده بوده. ولی من وحشی شده بودم این چیزها حالیم نبود به پشت خوابوندمش و کیرم را روی کونش گذاشتمم هر چی فشار مدادم تو نمیرفت در سوراخ کوننش تف کردم و سر کیر خودم هم لیز کردم و با تمام قدرت فشار دادم که صدای جیغ مامانم بلند شد دیگه از زور درد میخواست گریه کنه
من هم بی تفاوت به کار خودم ادامه میدادم و مامانم هم بیشتر جیغ میزد تا زمانی که حس کردم ابم داره میاد کیرم را بیرون کشیدم و مامانم از شدت شهوت داشت دیوانه میشد کیرم را محکم گرفت و گذاشت تو دهنش من هم خودم را ول کردم و تمام ابم را تو دهنش خالی کردم
هر دو تامون بی حال افتادیم من هم تو بغل مامانم و2 ساعت خوابیدیم وقتی از خواب بیدار شدم فکر میکردم خواب میدیدم ولی خواب نبود دیگه من شوهر مامانم شدم و هر شب تو بغل هم میخوابیم . حالا هر وقت اراده کنم میتونم مامانم را بکنم و با هم سکس داشته باشیم هر شب از بابام تشکر میکنم که همچین ارثی را برام گذاشته