پيام وسميرا
من در شهري كوهستاني زندگي مي كنم كه هواي سردي داره البته همين سردي هوا باعث بوجود.امدن اولين رابطه سكس بين من و دخترخالم شد راستش رو بدونيد من و دختر خالم خيلي با هم دوست هستيم مثل دو خواهر و برادر تمام كارها حتي درس خواندن با هم انجام ميديم البته با هم شيطوني هاي هم داشتيم ولي نه به صورت شديد يكروز كه برف زيادي امده بود و مدرسه ها تعطيل شده بود فاصله خونه ما و خالم 50 متر بود خالم وشوهرش هر دو كارمند بودن و سميرا اول دبيرستان من پيش دانشگاهي بودم مامانم هم كارمند بانك بود صبح ساعت 7 تا 3 نمييامد من و يك خونه خالي تنها نشسته بودم كنار كامپيوتر و فيلم سوپر نگاه مي كردم خيلي حال كرده بودم كم كم تصميم گرفتم يك جاق درست وحسابي بزنم كه زنگ در به صدا در امد خيلي حالم گرفته شد رفتم در رو باز كردم ديدم سميرا جلو دره امد تو نشستيم كنار شومينه شروع به صحبت كرديم لباسهاشو در اورد من كه تو كف فيلم بودم مثل هميشه شروع كرديم به شوخي شروع به كشتي و دويدن مثل بچه هاي شش هفت ساله دويد تو اتاقم كامپيوتر روشن وفيلم سوپر وايييييييييي نزديك اوتاقم رفته بود م از پشت در نگاش مي كردم رو تختم نشسته بود نگاه ميكرد به مانيتور ماهم كيرمون تا دسته شق كرده بود رفتم تو اتاق ميخواست ما رو دور بزنه گفت به به عجب چيزاي تماشا ميكني گفتم چيز عجيبي نيست حالتش عوض شد رفتم كنارش نشستم گفتم سميرا دوست داري جا زنه بودي چيزي نگفت دراز كشيده بود رو تختم ما كه از شق درد مرديم سكوت علامت رضايت بود نشستم كنارش دستم بردم دم كونش كمي نوازش كردم يك بوس كوچيك روي گردنش واي چه بويييييي البته بگم سميرا توي فاميل ما تك بود هيكل و زيبايي كم كم دستم رو بردم لاي پاش عجب گرم بود برش گردوندم لباس صورتي شو بالا كشيدم وايييييي چه كرست سيا هي از جلو باز كردم واييييي دو تا سينه شروع كردم به خوردن ليسيدن نوك سينه اخ واوخش در امد معلوم بود خيلي حال ميكنه شلوارم رودر اوردم زيپ شلوارش باز كردم واي يك شورت سفيد كه قسمت پايين لاي پاش رنگ نارنجي بود معلوم بود كه چند وقت پيش پريود شده وشسته امابه خوبي پاك نشده چه بوي باهالي داشت دستم رو ميگرفت لاي پاش ميزاشت چه باهال گرم و خيس شورتش در اوردم چي
روی لینک سایت های سکسی انگلیسی زیر کلیک کنید
ميديدم تو فكرم هم چنين چيزي تصورش نمي كردم يك كس كوچيك با موهايي ريز خيس خيس نمي تونم بگم چه بويي داشت ديونه شده بودم فقط نگاه ميكردم سميرا با حالت حشري ميگفت بخور من هم سرم بردم به طرف كسش پاهاش باز كردم صورتم بردم جلو حقيقتش براي اولين بار زياد خوشم نمي امد با نوك زبونم دور كسش ليس ميزدم خيسي روي كسش رو حس ميكردم چه حالي ميداد چيزي به اين خشمزگي تو عمرم نخورده بودم هر زبوني كه مي زدم جيغ بلندي ميكشيد كيرم رو روي كسش گذاشتم بالا پايين كردم لاي كسش مي زاشتم ولي تو نميكردم كه ناگهان جيغ بلندي وخودش به من فشار ميداد بي حركت خودش ولم كرد معلوم بود به ارگاسم رسيده بي حال برگشت يك لب حسابي گرفتم اما من چي كيرم رو صورتش بردم گفتم سميرا من كست خوردم تو هم يك حالي بده به كير منم كيرم رو رو لبش بردم ماليدم با حالتي دوست نداشت تو دهنش كردم ميخورد عجب حالي ميداد درش اوردم گفتم برگرد گفت ميخواي چه كار كني گفتم با كون سفيد ور برم برگشت رفتم تف بريزم صورتم بردم جلو تا جايي كه مي تونستم ليس زدم با زبون دور سوراخ كونش ليس ميزدم چه حالي داشت زبونم تو سوراخ كونش كردم چقدر داغ بود از حال مي رفت كيرم بردم دم سوراخش فشار دادم هم حال ميكرد هم جيغ ميزد با چند عقب جلو ابم امد سميرا از دوباره به ارگاسم رسيد يك لب حسابي گرفتم لباسامون پوشيديم و از اون زمان با هم سكس داشتيم كه تصميم گرفتند خانوادگي به تهران برن ما با هم خدافظي كرديم سميرا 3يادگار به شوخي به من داد كه تا اخر عمرم نگه ميدارم يك شورت صورتي يك كرست يك نواربهداشتي خوني كه هميشه به ياد اون دفعه با اين يادگاريها خودم رو ارضاء مي كنم
اص من با هم حال ميکنيم